مقالات

 

تفسیر نام فاطمہ

محمد بایکی

3/2/2018 1

«انا اعطيناك الكوثر، فصل لربك‏وانحر، ان شانئك هوالابتر» (1)

تاريخ نامگذارى
امروزه هر فردى داراى نام و نام خانوادگى‏است كه شناسه اوست. قدمت نامگذارى درجامعه بشرى همپاى قدمت‏خود بشر است.حتى اگر نشود از لحاظ تاريخى سندى قابل‏قبول براى تاريخ آغازين نامگذارى پيداكردولى نمى‏شود اين حقيقت را انكار كرد كه بشرنخستين داراى نام بوده است. نامى كه‏كتاب‏هاى آسمانى بدان تصريح كرده‏اند.قرآن كريم از نخستين انسان با نام «آدم‏» يادمى‏كند: «واذ قلنا للملائكة اسجدواللآدم‏» (2) ; هنگامى كه به فرشتگان گفتيم‏براى «آدم‏» سجده كنيد. «و علم آدم الاسماءكلها» (3) ; و خدا تمامى اسم‏ها را به «آدم‏»تعليم داد.
سنت جامعه عربى در نامگذارى
امروزه تقريبا در تمام دنيا هر فردى داراى‏دو نام است:

1 - نام فردى و شخصى يا اسم كوچك
2 - نام خانوادگى و فاميلى يا اسم بزرگ.

درحالى كه پيش‏تر اين چنين نبود و اقوام ومليت‏هاى گوناگون داراى روش‏هاى متفاوتى‏براى نامگذارى بودند. به عنوان مثال درجامعه عرب معمولا هر فردى داراى اسم،كنيه و لقب، و چه بسا چندين اسم و كنيه ولقب بود. اسم و يا اسامى را غالبا بزرگترهاى‏خانواده انتخاب و معرفى مى‏كردند. مشابه‏آنچه كه امروزه متداول و رائج است. منشا وخاستگاه كنيه اسامى پدر، مادر، فرزندان ومانند آن بود. كنيه‏ها با پيشوندهايى چون:«اب، ابن، عبد، ام، اخ، اخت، سيد، شيخ‏» وكلماتى از اين دست همراه بود. مانند:اباالحسن، ابن الرضا، عبدالمطلب،ام‏المبنين، اخت هارون، (4) سيدالبطحاء،شيخ الطائفة و...

ويژگى‏هاى جسمى و خصوصيات اخلاقى‏باعث پيدايش و اشتهار القاب بود. القابى‏چون: «امين، طيب، طاهر، بطل، مصطفى،مرتضى و...»

نامگذارى برخى از اولياء الهى
اگرچه شيوه نامگذارى بسيارى از اولياءالهى به همان روش معهود و متداول در ميان‏مردمشان بود; يعنى توسط والدين و اجدادصورت مى‏گرفت، شبيه آنچه كه راجع به‏حضرت مريم‏عليها السلام آمده است كه مادرش اين‏نام را براى او برگزيد. در قرآن كريم آمده است‏كه مادر مريم پس از به دنيا آوردن او، درمناجات با خدا چنين گفت: «رب انى‏وضعتها انثى... و انى سميتها مريم، و انى‏اعيذها بك و ذريتها من الشيطان‏الرجيم‏» (5) ; خدايا من او را دختر زائيدم... ونامش را مريم گذاشتم، او و نسلش را در پناه توقرار مى‏دهم.

نام برخى از اولياى الهى توسط خداوندانتخاب گرديد. حضرت يحيى‏عليه السلام از اين‏طائفه است. ظاهرا نام حضرت آدم‏عليه السلام راخداى متعال براى او برگزيد. قرآن كريم به‏صراحت اعلام مى‏دارد كه خدا نام «يحيى‏» رابراى پسر حضرت زكرياعليه السلام انتخاب نمود. درآيه 7 سوره مريم آمده است: «يازكريا انانبشرك بغلام اسمه يحيى لم نجعل له من‏قبل سميا»; اى زكريا! ما پسرى را به تو بشارت‏مى‏دهيم. نامش يحيى است. اين نام راپيش‏تر بركسى ننهاديم.

انتخاب نام و معرفى آن از طرف خدا، علاوه‏برجنبه شرافت تكريم; بيانگر شخصيت،عظمت، امتيازات و ويژگى‏ها و حقايق فراوانى‏است كه اينك مجال ذكر آن‏ها نيست. تو خودحديث مفصل بخوان از اين مجمل.

نام خمسه طيبه را خدا برگزيد
نام احمد نام جمله انبياست. براساس‏روايات فراوانى از فريقين، نام‏هاى مقدس‏احمد و محمد، على، فاطمه، حسن و حسين،نام‏هاى عرشى و آسمانيند، نه زمينى و ازسوى خداوند براين پنج وجود مقدس عالم‏آفرينش نهاده شدند.

محمدبن على بن حسين بن بابويه قمى،معروف به شيخ صدوق اين روايت را از جابربن‏عبدالله انصارى نقل مى‏كند: قال رسول‏الله‏صلى الله عليه وآله: «انا اشبه الناس بآدم، و ابراهيم‏اشبه الناس بى‏خلقه و خلقه، و سمانى الله‏من فوق عرشه عشرة اسماء... فسمانى‏محمدا... و جعل اسمى فى‏التوراة احيد... وسمانى فى‏الانجيل احمد...» (6) ;

پيامبر خداصلى الله عليه وآله فرمود: من شبيه‏ترين مردم‏به آدم‏عليه السلام هستم، و ابراهيم‏عليه السلام شبيه‏ترين‏مردم به من از جهت قيافه و اخلاق. خدا مرا به‏10 نام ناميد... مرا محمد ناميد... و درتورات‏اسمم را «احيد» قرار داد... و در انجيل مرا با نام‏«احمد» معرفى كرد...

پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله به اميرالمؤمنين‏عليه السلام‏فرمود:

«ان الله تبارك و تعالى شق لى اسما من‏اسمائه، فهو محمود و انا محمد، و شق لك‏ياعلى اسما من اسمائه، فهو العلى الاعلى وانت على، و شق لك يا حسن اسما من‏اسمائه، فهوالمحسن و انت‏حسن و شق‏لك يا حسين اسما من اسمائه فهوذوالاحسان و انت‏حسين، و شق لك يافاطمة اسما من اسمائه فهوالفاطر و انت‏فاطمة...» (7)

خداى متعال براى من اسمى از اسمهاى‏خودش منشق كرد، او «محمود» است و من‏محمد، و براى تو نيز اسمى از اسم‏هاى‏خودش را; او «على اعلى‏» است و تو «على‏».اسم‏هاى حسن، حسين و فاطمه را هم ازاسم‏هاى خودش منشعب كرد. پس اى حسن!او «محسن‏» است و توحسن، و اى حسين! او«ذوالاحسان‏» است و تو «حسين‏» و اى فاطمه!او«فاطر» است و تو فاطمه...

علت نامگذارى
علل و انگيزه‏هاى گوناگونى را مى‏شود براى‏انتخاب يك اسم مطرح كرد. همانند:انگيزه‏هاى دينى، فرهنگى، تاريخى، هنرى،ذوقى، عاطفى، اجتماعى و... يكى به انگيزه‏تاريخى نام سهراب را براى پسرش برمى‏گزيند و ديگرى به انگيزه دينى نام حسين‏را، و سومى به انگيزه فرهنگ نام «دانش‏» را، وچهارمى نامى ديگر را. وجه مشترك تمامى‏اين نام‏ها وجود حكمت و مصلحتى است كه‏دروراى اين نام‏ها خوابيده است; به خصوص‏نام‏هاى منتخب از سوى خداوند كه ازپشتوانه حكمت و علم بيكران الهى برخورداراست. در روايات متعددى، سر و حكمت‏انتخاب دو نام حسن وحسين براى پسران‏فاطمه و على‏عليهما السلام مساله ولايت و جانشينى‏على‏عليه السلام براى پيامبرصلى الله عليه وآله معرفى شده است.اين دو اسم معرب شبر و شبير مى‏باشند وشبر و شبير نام فرزندان هارون، وصى حضرت‏موسى‏عليه السلام است. چون على‏عليه السلام وصى وجانشين پيامبر است، خداوند اين دو اسم رابراى فرزندان على‏عليه السلام برگزيد. (8)

اسامى حضرت فاطمه‏عليها السلام
براى حضرت فاطمه‏عليها السلام اسم‏ها و لقب‏هاى‏زيادى در روايات ذكر شده است، از جمله:فاطمه، زهرا، مباركة، طاهره، زكيه، راضيه،مرضيه، محدثه، بتول، حصان، حرة، سيدة،عذرا، حوراء، نوريه، سماويه، حانية، صديقه‏و... (9)

امام صادق‏عليه السلام فرمود: براى فاطمه‏عليها السلام 9 اسم نزد خداى متعال هست: «فاطمه،صديقه، مباركه، طاهره، زكيه، راضيه، مرضيه،محدثه و زهرا» (10)

اينك به توضيح و تبيين اجمالى برخى ازاين اسم‏ها مى‏پردازيم.

فاطمه
اين كلمه مشتق از مصدر «فطم‏» است كه درلغت عرب به معناى بريدن، قطع كردن و جداشدن است. لفظ فاطمه از جهت هيئت‏به‏صورت صيغه «فاعل‏» است، ولى داراى معناى‏مفعولى است و به معناى بريده و جدا شده‏مى‏باشد. (11)

در رابطه با وجه نامگذارى آن حضرت به‏اين اسم - كه مشهورترين نام آن حضرت‏مى‏باشد.- دلايل متعددى در روايات بيان‏شده است، از جمله:

1 - بريدگى و دورى او و شيعيان او از جهنم:
جعفربن محمدعليه السلام قال رسول الله‏صلى الله عليه وآله‏لعلى‏عليه السلام:

«هل تدرى لم سميت فاطمه؟

قالى على‏عليه السلام لم سميت فاطمة يا رسول‏الله؟

قال: لانها فطمت هى و شيعتها من‏النار.» (12)

امام صادق‏عليه السلام فرمود: رسول گرامى اسلام‏به حضرت على‏عليه السلام فرمود: آيا مى‏دانى براى‏چه فاطمه‏عليها السلام به اين نام ناميده شد؟

حضرت على‏عليه السلام فرمود: براى چه؟

پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: براى آن كه او وشيعيانش از آتش (جهنم) منع شدند.

در برخى از روايات آمده است: چون او وشيعيان و دوستانش از آتش منع شدند. (13)

در اين دسته از روايات، حكمت نامگذارى‏آن حضرت به «فاطمه‏» دورى او و شيعيان ومحبين او از آتش و عذاب جهنم بيان شده كه‏روشنگر جايگاه بلند اونزد حق، و بركت پيروى‏از او و آثار محبت و ارادت به اوست، ضمن اين‏كه اشاره و تلميح لطيفى است‏به مقام‏«شفاعت‏» آن بانوى بزرگ در قيامت.

2 - بريدگى و دورى از شر
يونس به ظبيان نقل مى‏كند: امام‏صادق‏عليه السلام پس از شمارش اسامى حضرت‏فاطمه‏عليها السلام، فرمود: «اتدرى اى شى‏ء تفسيرفاطمه؟ قلت: اخبرنى يا سيدى. قال: فطمت‏من الشر» (14)

يونس! آيا مى‏دانى تفسير فاطمه چيست؟گفتم: مرا از آن آگاه سازيد. فرمود: دورى از شرو بدى.

فتال نيشابورى نيز در ضمن حديثى از امام‏صادق‏عليه السلام آورده است: «چون از بدى‏ها بريده‏شده است او را فاطمه ناميدند.» (15)

شر در مقابل خير است و اين دو از صفات‏متقابلند. كسى كه شر در حريم و آستانه او راه‏ندارد خير محض و حسن مطلق است. اين‏حسن، حسن خدادادى است و كاشف ازطهارت و قداست ظاهر و باطن.

دلفريبا نباتى همه زيور بستند دلبرما است كه با حسن خداداد آمد (16)

ارباب تفسير و حديث‏سوره كوثر را ناظر به‏حضرت فاطمه‏عليها السلام دانستند و با استناد به‏احاديث، بيان داشتند كه مراد از كوثر در «انااعطيناك الكوثر» فاطمه است. وكوثر را به‏خير فراوان معنا كردند. حضرت فاطمه - سلام‏الله عليها ظهور و تبلور خير و خوبى است وهمه ابعاد وجوديش لبريز از خوبى‏هاست. اواز مصاديق برجسته سوره‏هاى كوثر، انبياء وفاطر است كه با عناوين «كوثر»، «اوحينااليهم‏فعل الخيرات‏» و «سابق بالخيرات‏» موردستايش خداوند قرار گرفت.

به مشك چين و چگل نيست‏بوى گل محتاج كه نافه هايش زبند قباى خويشتن است (17)

3 - برخوردارى از دانش
عن ابى جعفرعليه السلام قال: «لما ولدت‏فاطمه‏عليها السلام اوحى الله عزوجل الى ملك،فانطق به لسان محمدصلى الله عليه وآله فسماها فاطمه،ثم قال تعالى: انى فطمتك بالعلم، وفطمتك عن الطمث، ثم قال ابوجعفرعليه السلام والله لقد فطمها الله تبارك و تعالى بالعلم وعن الطمث‏بالميثاق.» (18)

امام باقرعليه السلام فرمود: هنگامى كه فاطمه‏عليه السلام‏متولد شد، خداى متعال به فرشته‏اى وحى‏رسانيد و با اين وحى، زبان محمدصلى الله عليه وآله به نطق‏آمد و او را فاطمه ناميد. پس خداى متعال‏فرمود: من تو را به شير علم از شيرخوارگى‏بريدم و به طهارت از قاعدگى. سپس امام‏باقرعليه السلام فرمود: به خدا سوگند! خداى متعال اورا به اين دو خصيصه از آغاز سرشت.

جابربن عبدالله انصارى روايت كرد:حضرت محمدصلى الله عليه وآله فرمود:

«ان الله جعل عليا و زوجته و ابنائه حجج‏الله على خلقه و هم ابواب العلم فى امتى،من اهتدى بهم هدى الى صراطمستقيم.» (19) ; خداى متعال على‏عليه السلام وهمسرش، فاطمه‏عليه السلام و فرزندانش را حجت‏برخلق قرار داده است. آن‏ها درهاى علم در امت‏منند. هركه به هدايت آن‏ها اقتدا كند به‏صراط مستقيم هدايت‏شده است.

در انبوهى علم و دانش حضرت فاطمه‏عليها السلام‏همين بس است كه از سرچشمه نبوت نوشيدو در دامان «شهرعلم‏» پرورش پيدا كرد وهمسر دروازه شهر علم بود. دو خطبه و اندك‏كلمات و دعاهاى به يادگار مانده از آن حضرت،به روشنى تمام درياى متلاطم و مواج دانش‏او را به تماشا مى‏گذارد. از دانش سرشار او چه‏مى‏شود گفت؟ !

او محدثه است و فرشتگان بزرگ الهى‏حاملان پيام الهى به محضرش بودند. پس‏سخن كوتاه بايد.

4 - بريدگى و طهارت از قاعدگى بانوان
امام باقرعليه السلام يكى از علل تسميه حضرت‏فاطمه‏عليها السلام به اين اسم را طهارت آن حضرت‏از عادت‏هاى زنانگى ذكر كرده است.پيامبرصلى الله عليه وآله در تفسير كلمه بتول - كه از نام‏هاى‏حضرت فاطمه‏عليها السلام است - فرمود: «البتول‏التى لم ترحمرة قط، اى لم تحض، فان‏الحيض مكروه فى بنات الانبياء» (20) ; بتول‏بانوى است كه خون نبيند; يعنى حيض‏نشود. حيض شدن دختران پيامبران ناپسنداست.

پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله به عايشه فرمود: عائشه!فاطمه همانند ديگر بانوان نيست، او عادت‏نمى‏شود. (21)

ابن عباس از پيامبرصلى الله عليه وآله نقل كرد كه فرمود:«دخترم، فاطمه‏عليها السلام حوريه آدمى (انسان پرى‏گونه) است; هرگز عادت نمى‏شود و حيض‏نمى‏بيند. (22) سيوطى مى‏نويسد: «از ويژگى‏هاو امتيازات حضرت فاطمه‏عليها السلام حيض نشدن‏اوست. (23) احاديث در اين سخن فراوان است‏و نيازى به ذكر همه آن‏ها نيست. فاطمه‏عليها السلام‏اگرچه در ظاهر، زنى همسان زنان ديگر است‏ولى در سرشت و حقيقت، پرى و حوريه‏بهشتى است. خصائص و ويژگى‏هاى اوخصائص پرى وحور است; حوريان بهشتى‏عادت نمى‏شوند. حواره عذراء هستند; «اناانشاناهن انشاء فجعلناهن ابكارا» (24)

حضرت زهراعليها السلام نيز اين گونه بود. خدا او رابه همسرى حضرت على‏عليه السلام برگزيد و جز على‏كسى شايسته همسرى با او نبود. (25)

پيامبرصلى الله عليه وآله همواره از او به عنوان «حوراءانسيه‏» و «مخلوق از ميوه‏هاى بهشت‏» يادمى‏فرمود. (26)

جان فداى دهنش باد كه درباغ نظر چمن آراى جهان خوشتر از اين غنچه نيست (27)

5 - ناتوانى از شناخت آن حضرت
امام صادق‏عليه السلام فرمود: «... و انما سميت‏فاطمة لان الخلق فطموا عن معرفتها» (28) ;همانا فاطمه ناميده شد، چون خلق ازمعرفت‏و شناخت (عظمت و شخصيت و مراتب‏وجودى) او دورند.

حضرت فاطمه‏عليها السلام از آن چنان مرتبه وعظمت وجلالى برخوردار استكه امام‏عسكرى‏عليه السلام فرمود: «نحن حجج الله على‏الخلق و فاطمة حجة‏الله علينا» (29) ; ما حجت‏خدا بر مردم و فاطمه حجت‏خدا برماست.

يك دهان خواهم به پهناى فلك تابگويم وصف آن رشك ملك (30)

با اعتراف و عجز از تبيين و تفسير اين سخن‏امام عسكرى‏عليه السلام، به اين بيت مترنم مى‏شوم:

من چه گويم يك رگم هشيار نيست شرح آن يارى كه او را يار نيست

پى‏نوشتها:
1 - سوره كوثر.
2 - سوره بقره، آيه 34.
3 - همان، آيه 31.
4 - سوره مريم، آيه 28.
5 - سوره آل عمران، آيه 36.
6 - معانى الاخبار، ص 51.
7 - همان، ص 55.
8 - بحارالانوار، ج 43، باب 11.
9 - همان، باب 2.
10 - همان.
11 - لسان العرب، ج 10، ص 289; مصباح المنير،ماده فطم.
12 - بحارالانوار، ج 43، ص 211; ينابيع المودة، ج‏2، ص 19 - 20.
13 - همان، ص 211.
14 - همان، ج 43، باب 2.
15 - زندگانى فاطمه زهرا(س)، شهيدى، ص 34. به‏نقل از روضة‏الواعظين، ص 148.
16 - حافظ.
17 - همان.
18 - بحارالانوار، ج 43، باب 2.
19 - فاطمه من المهد الى‏اللحد، ص 218. به نقل ازشواهد التنزيل، ج 1، ص 58.
20 - بحارالانوار، ج 43، باب 2.
21 - همان.
22 و 23 - فاطمة من المهد الى اللحد، ص 101.
24 - سوره واقعه، آيه 35 - 36.
25 و 26 - بحارالانوار، ج 43، باب 1 و 2.
27 - حافظ.
28 - فاطمة من المهد الى اللحد.
29 - همان.
30 - مولوى.