مقالات

 

فاطمہ زھرا از نگاہ قرآن

علامہ عبدالحسین امینی

2/24/2017

آیه اول:
انما یرید اللّه لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهّرکم تطهیرا؛ احزاب/33

خدا چنین مى‌خواهد که رجس (هر آلایش) را از شما خاندان نبوت ببرد و شما را پاک و منزه گرداند برخى را عقیده بر این است که چون این آیه شریفه بین دو آیه واقع شده که آن آیات درباره زوجات پیغمبر(ص) نازل گردیده است، بنابراین به همان نسق، این آیه هم باید در شأن زوجات آن حضرت باشد، و ما لازم مى‌دانیم که از پنج طریق به این آیه نظر کنیم:

1ـ اول بررسى این‌که بعد از نزول این آیه، از رسول اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله درباره آن نصى (کلام صریحى) هست که آیه تطهیر در شأن چه کسى نازل شده است؟

2ـ دوم این‌که در این موضوع، از خود زنهاى پیغمبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله کلام معتبر و صریحى وجود دارد که دلالت مى‌کند این آیه درباره کیست؟، آیا یکى از آنان ادّعا کرده است که آیه تطهیر در شأن ما زنان پیامبر نازل شده است؟ و یا این‌که عکس این مطلب را اظهار نموده است؟

3ـ سوم این‌که آیا على سلام‌اللّه‌علیه و یا اولاد امیرالمؤمنین علیه‌السلام با این آیه احتجاج و مناهده کرده‌اند؟ آیا ادّعا کرده‌اند که این آیه در شأن ما اهل‌بیت است و در غیر ما نیست؟ و آیا در مقام احتجاج از صحابه شنیده‌اند؟

4ـ چهارم این‌که آیا از خود صحابه کلام معتبر و صریحى در این باره موجود است که آیه تطهیر درباره چه کسى نازل شده است؟

5ـ پنجم این‌که رجال تفسیر و حدیث در این مورد چه مى‌گویند؟ آیا با نظر آن کسانى‌که مى‌گویند آیه تطهیر (مانند دو آیه قبل و بعد آن) مربوط به زوجات پیغمبر است هم‌راى و موافق هستند؟ یا این‌که مى‌گویند نه خیر، چون درباره شان نزول این آیه، نص (کلام معتبر و صریحى) وجود دارد، لذا باید تابع آن نص شد.

بنابراین آنچه درباره تطهیر بیان مى‌شود از این پنج طریق که گفته شد، بیرون نیست.

آیه تطهیر و گفتار پیامبر صلى‌اللّه‌علیه‌وآله

اما آنچه نفس قضیه است: در شأن نزول این آیه روایات متواترى در دست است که حاکى است آیه تطهیر در خانه ام سلمه نازل شده است و در آن هنگام رسول اکرم (ص)، حضرت صدیقه، امیرالمؤمنین، و حسنین صلوات‌اللّه‌علیهم حضور داشته اند، جناب ام سلمه خودش از رسول اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله تقاضا مى‌کند که من نیز به جمع شما داخل بشوم و تحت کسا نزد شما خاندان رسالت قرار گیرم؟ حضرت او را نهى کرد و فرمود: نه، تو داخل نشو (وانت فى خیر) چون این آیه مخصوص است به ما پنج تن.

نام جماعتى از صحابه که شان نزول این آیه را به همین ترتیب نقل کرده‌اند و روایات آنها متواتر است به این شرح مى‌باشد:

سعدبن ابى وقاص ـ انس بن مالک ـ ابن عباس ـابوسعید خدرىـ عمر بن ابوسلمه ـ واصلة بن اسقع ـ عبداللّه بن جعفر ـ ابوحمرا هلال ـ عایشه ـ ام سلمه ـ ابوهریره ـ معقل بن یسار ـ ابوطفیل ـ جعفربن حبان ـ حبیره ـ ابوبرزه اسلمى ـ مقداد بن اسود.

روایاتى که صحابه مذکور نقل کرده‌اند، در این موضوع هم راى و هم سخن هستند که آیه شریفه تطهیر در خانه "ام سلمه" نازل شده، و فقط در شأن پنج تن بوده است و هیچ‌یک از زنان پیغمبر(ص) داخل این قضیه نیست، و این مطلب از مسلّمات است. غیر از حضرات صحابه، تقریبا 300 نفر دیگر نیز این روایت را به همان ترتیب و با ذکر این‌که محل نزول آیه خانه "ام سلمه" بوده است، نقل کرده‌اند. و ما مشخصات این 300 نفر را که در قرون مختلفه مى‌زیسته‌اند بطور تقصیل در کتاب"الغدیر"‌ ‌شرح داده‌ایم.

تمام این 300 نفر نصوصى از پیغمبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله نقل کرده‌اند، که بعد از نزول آیه تطهیر از حضرت پرسیده شد که این آیه شریفه در شان کیست؟ حضرت فرمود: منم، على، فاطمه، حسنین علیهم‌السلام.

پس با توجه به مطالب فوق، جاى هیچ‌گونه تردیدى نیست که حضرت صدیقه زهراء سلام‌اللّه‌علیها نیز مشمول آیه تطهیر است و در کلمه "اهل البیت" او نیز مراد مى‌باشد. گذشته از اینها، پیغمبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله، براى اثبات و روشن شدن حقیقت امر کار بسیار جالبى کرده است که 9 نفر از صحابه آنرا نقل کرده‌اند، به این شرح که بعد از نزول این آیه، حضرت رسول صلى‌اللّه‌علیه‌وآله، هر روز (تا زمان وفاتش تقریبا)، هنگام خروج از منزل که براى اقامه نماز صبح به مسجد تشریف مى‌برد، قبل از نمازصبح به در خانه حضرت صدیقه سلام‌اللّه‌علیها مى‌آمد و مى‌فرمود:

السلام علیکم یا اهل البیت، انما یرید اللّه لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا

سلام بر شما اى اهل البیت، بدرستى‌که خدا اراده فرموده است که هر ناپاکى را از شما خاندان نبوت دور گرداند و شما را پاک و منزه نماید

راوى دیگرى مى‌گوید: من شش ماه در مدینه بودم و این جریان را هر روز مشاهده کردم، راوى دیگر نقل مى‌کند: من نه ماه در مدینه توقف کردم و هر روز ناظر این صحنه بودم. راوى دیگر اظهار مى‌دارد: من 12 ماه در مدینه ساکن بودم و هر روز شاهد این روش پیامبر(ص) بودم و این جریان تا آخرین روز زندگانى رسول اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله ادامه داشته است ‌ ‌

پس با توجه به مطالب مذکور کاملا روشن است که آیه تطهیر مخصوص بوده است به خانه حضرت صدیقه سلام‌اللّه‌علیها، و آن اشخاصى که در آنجا ساکن بوده‌اند.

حضرت رسول اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله که به این روش، به این استمرار، به این استقرار و در این مدت متوالى، هر روز بر در خانه زهرا سلام‌اللّه‌علیها مى‌آمد، منظورش این بوده است که اگر کسى سخنان آموزنده و تعیین کننده او را دیروز نشنیده است امروز بشنود، و اگر امروز نشد فردا، و اگر فردا نشد، روزهاى دیگر...

همه صحابه، چه آنانکه در مدینه حضور داشتند، و چه مسافرینى که وارد شهر مى‌شدند، از این روش رسول اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله، آگاه شدند که آیه تطهیر فقط و فقط در شأن خاندان پیغمبر صلى‌اللّه‌علیه‌وآله (پنج تن) نازل شده است.

آیه تطهیر و گفتار زنان پیامبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله

اینک بررسى این‌که آیا از همسران پیغمبر صلى‌اللّه‌علیه‌وآله در مورد آیه تطهیر ادعائى کرده است یا نه؟ در این مورد شیعیان روایاتى از زنان پیغمبر صلى‌اللّه‌علیه‌وآله، از جمله ام سلمه نقل کرده‌اند که آن احادیث را حضرات عامه نیز صحیح و معتبر شمرده‌اند.

یکى از آن روایات که مورد قبول فریقین (شیعه و سنى) مى‌باشد، این است که ام سلمه مى‌فرماید: من از پیغمبر(ص) پرسیدم که این آیه تطهیر در شأن کیست؟ حضرت فرمود: درباره من، على، فاطمه، حسنین است و توهم مشمول این آیه نیستى. "ام سلمه" که سرآمد زن‌هاى پیغمبر صلى‌اللّه‌علیه‌وآله است خودش آشکارا اعلام و اقرار مى‌کند که من مشمول این آیه نیستم، ما همسران نبى، مورد خطاب این قضیه نیستیم، و کاملا واضح است که اگر آیه شریفه تطهیر درباره زنان پیغمبر صلى‌اللّه‌علیه‌وآله بود، جناب عایشه آنرا بر پیشانى جمل مى‌نوشت و غوغائى بر پا مى‌کرد، در صورتى‌که هیچیک از همسران رسول اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله هرگز چنین ادعائى نکرده اند که این آیه در شأن آنان بوده است

آیه تطهیر و گفتار ائمه اطهار (ع) و حضرت زهرا(س)

امیرالمؤمنین علیه‌السلام، حضرت صدیقه سلام‌اللّه‌علیها، حسن بن على علیه‌السلام، حسین بن على علیه‌السلام، حضرت سجاد، حضرت باقر، و حضرت صادق علیهم‌السلام همگى در هنگام منقبت شمارى به این آیه استناد و احتجاج کرده و برهان سخن خویش قرار داده‌اند.

امیرالمؤمنین علیه‌السلام در یوم الدار براى اثبات گفتار خود به این آیه احتجاج و استناد نموده است که آیا آیه تطهیر در مورد ما نیست؟ و تمامى صحابه و تابعین، ضمن قبول اظهارات آن حضرت عرض کرده‌اند: بلى، این آیه در شأن شماست، و این مطلب از مسلمات است ‌

آیه تطهیر و گفتار صحابه

همانطورى‌که در قسمت اول این بخش اشاره شد، تمام صحابه و تابعین در این مطلب هم راى و هم سخن هستند که آیه تطهیر در شأن پنج تن است و از آنان کسى که مخالف این عقیده است، فقط و فقط عکرمه است که داستان سیاق از او نقل شده است ‌ ‌

آیه تطهیر و رجال تفسیر و حدیث

علماء و رجال تفسیر و حدیث پس از بررسى روایات مذکور، همگى، متفق القول و هم عقیده‌اند که سند عکرمه اعتبار ندارد، و این استدلال سیاق و برهان صحیحى نیست ‌ ‌

به ملاحظه این که ضمائر آیه شریفه تطهیر همه مذکر است و ضمائر دو آیه قبل و بعد آن مؤ نث مى‌باشد. بنابراین سیاق آیه تطهیر که در وسط آن دو آیه است عوض شده، و تغییر کرده است در نتیجه نمى‌شود که مربوط به همسران پیغمبر(ص) بوده باشد، و اگر جز آیه تطهیر منقبت دیگرى در شأن زهراى اطهر (ع) نبود، همین یک آیه برهانى است کافى و نشانگر این‌که حضرت صدیقه سلام‌اللّه‌علیها معصومه است، و عصمت از جمله شئون و مناصب ولایت است، و ما، غیر ولى که معصوم باشد سراغ نداریم. از ابتداى خلقت، آدم تا آخر، هر کسى که معصوم است ولى است، یا پیغمبر است، یا امام است، و یا صدیق است که حضرت صدیقه سلام‌اللّه‌علیها نیز یکى از آنان است ‌ ‌

آیه دوم ‌ ‌

فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنة اللّه على الکاذبین؛ آل‌عمران/61

پس بگو (اى پیامبر) ‌بیائید ما و شما با فرزندان و زنان خود با هم با مباهله بر خیزیم (یعنى در حق یکدیگر نفرین کنیم) تا دروغگویان را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازیم. ‌ ‌

این آیه بطور صریح و آشکارا ندا مى‌کند بر این‌که پیغمبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله هنگامى که با نصاراى نجران مباهله فرمود، حضرت صدیقه سلام‌اللّه‌علیها نیز در این مورد شرکت داشت، و او وجود مقدسى است که میان چهار معصوم دیگر در آیه مباهله قرار گرفته است، دو معصوم: ابنائنا (حسنین علیهم‌السلام) و دو معصوم: انفسنا (پیغمبر صلى‌اللّه‌علیه‌وآله و على علیه‌السلام و یک معصومه: نسائنا: ما بین آنها، که از نساء منحصر است به این وجود مقدس، و با توجه به این مطلب که مباهله (ابتهال و نفرین کردن) با نصاراى نجران یک کار عادى نیست، و با زن و مرد عادى نمى‌توان اقدام به مباهله کرد و طرف مقابل را مغلوب و رسوا نمود، بلکه صلاحیت اقدام به چنین امر خطیرى را افراد مقدس و شایسته‌اى دارا هستند که مورد نظر مرحمت حضرت حق تبارک و تعالى بوده باشند، و حضرت صدیقه سلام‌اللّه‌علیها نیز یکى از آن شخصیت‌هائى است که مشمول این آیه شریفه است و این از مسلمات است ‌ ‌

آیه سوم ‌ ‌

فتلقى آدم من ربه کلمات فتاب علیه؛ بقره/37 ‌ ‌

پس حضرت آدم علیه‌السلام از حضرت حق تبارک و تعالى کلمات را فرا گرفت و آن کلمات را وسیله (قبول) توبه خویش قرار داد درباره این آیه احادیثى نقل شده است که بسیار فوق‌العاده است، و با توجه به آیه مذکور و این روایات، انسان مى‌تواند بخوبى درک نماید که حضرت صدیقه سلام‌اللّه‌علیها علت خلقت است و یکى از اسباب آفرینش جهان مى‌باشد، یعنى همانطور که رسول اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله، امیرالمؤمنین و حسنین علیهم‌السلام سبب خلقتند، حضرت صدیقه سلام‌اللّه‌علیها نیز یکى از علل آفرینش است، و معقول نیست کسى علت خلقت باشد و ولایت نداشته باشد.

در این باره دو روایت، یکى از جناب امیرالمؤمنین سلام‌اللّه‌علیه و دیگرى از جناب ابن عباس نقل مى‌کنم: روایتى که از وجود مقدس امیرالمؤمنین علیه‌السلام است و جمعى از حفاظ عامه آن را ذکر کرده‌اند چنین است: سالت النبى صلى‌اللّه‌علیه‌وآله قول اللّه تعالى: فتلقى آدم من ربه کلمات فتاب علیه فقال: ان اللّه اهبط آدم بالهند، و حوا بجدة... حتى بعث اللّه الیه جبرئیل و قال: یا آدم الم اخلقک بیدى؟، الما انفخ فیک من روحى؟،... قال بلى، قال: فما هذا البکاء؟، قال: و ما یمنعنى من البکاء و قد اخرجت من جوار الرحمان. قال: فعلیک بهولاء الکلمات فان اللّه قابل توبتک و غافر ذنبک، قل یا آدم: اللهم انى اسالک بحق محمد و آل محمد، سبحانک لا اله الا انت عملت سوءا و ظلمت نفسى فاغفرلى، انک انت الغفور الرحیم، فهولاء الکلمات التى تلقى آدم ‌ ‌

امیرالمؤمنین سلام‌اللّه‌علیه مى‌فرماید: از پیغمبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله معناى آیه شریفه فتلقى آدم من ربه کلمات فتاب علیه را سؤال کردم، فرمود: هنگامى که خداى متعال، آدم را در هند، و حوا را در جده فرود آورد... (حضرت آدم مدت‌ها گذشت که اشک غم بر چهره مى‌ریخت) تا این‌که خداى تعالى جبرئیل را نازل کرد و فرمود: یا آدم، آیا من تو را به دست (قدرت) خودم نیافریدم؟ آیا از روح خود بر تو ندمیدم؟ و ملائک را به سجده کردن بر تو فرمان ندادم؟ و حوا، کنیز خود را به تو تزویج نکردم؟ حضرت آدم عرض کرد: بلى، خطاب آمد: پس این گریه (مداوم) تو از چیست؟ عرض کرد: خدایا، چرا گریه نکنم، که از جوار رحمت تو رانده شده ام . خداى تعالى فرمود: اینک فراگیر این کلمات را که به وسیله آن، خدا توبه ترا قبول مى‌کند و گناهت را مى بخشد، بگو یا آدم: خدایا، پاک و منزهى تو، نیست خدائى جز تو، بد کردم و بخود ستم روا داشتم، پس به حق محمد و آل محمد، مرا ببخش، بدرستى‌که این توئى بسیار بخشنده مهربان. پیامبر اکرم (ص) در پایان سخن فرمود: این است آن کلماتى که خداى تعالى به حضرت آدم آموخته است، گوئى خداى تعالى حضرت آدم را با این کلمات تسلى داده است، که اگر از جوار رحمت من دور شده‌اى، این‌که ارزش فراگرفتن این کلمات گرانقدر، عوض، هم سنگ و برابر جوار رحمان و هم تراز فردوس و جنان است، و جبران آن نعمتى که از آن محروم شده‌اى. ‌ ‌

حافظ ابن النجار‌ ‌که یکى از بزرگان عامه (سنى) است به سند خودش از ابن عباس روایت مى‌کند:

سالت رسول اللّه صلى‌اللّه‌علیه‌وآله عن الکلمات التى تلقیها آدم من ربه فتاب علیه، قال: سال بحق محمد، و على، و فاطمة، والحسن والحسین الا تبت على فتاب اللّه علیه تبارک و تعالى

از پیغمبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله سوال کردم: آیا آن کلمات که حضرت آدم از پروردگار خود فرا گرفت و به وسیله آن توبه او مورد قبول واقع شد چیست؟، حضرت فرمود: آدم (ع) با این کلمات از خدا درخواست کرد که توبه او را بپذیرد: به حق محمد، على، فاطمه، حسن و حسین، توبه مرا قبول فرما‌ ‌پس خداى تبارک و تعالى توبه او را پذیرفت.

این روایت را سیوطى‌ ‌در‌ ‌درالمنثور، بدخشانى از حافظ کبیر دارقطنى و از ابن النجار و ابن مغازلى در مناقبش، با ذکر سند نقل کرده‌اند، و با توجه به مطالبى که گفته شد از این آیه هم استفاده مى‌شود که وجود مقدس حضرت صدیقه سلام‌اللّه‌علیها سبب خلقت عالم و"ولیة اللّه" بوده است.

آیه چهارم:

واذا بتلى ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن؛ بقره/124

هنگامى که پروردگار حضرت ابراهیم را با کلماتى امتحان فرمود و آن کلمات را تمام کرد‌ ‌همانطوریکه در آیه قبل گفته شد که مقصود از کلمات چیست، در این آیه نیز مراد از کلمات عبارتند از رسول اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله، امیرالمؤ منین، حضرت صدیقه و حسنین سلام‌اللّه‌علیهم ‌ ‌

در این باره مفضل بن عمر‌ ‌یکى از بزرگان صحابه حضرت صادق سلام‌اللّه‌علیه، که حکیم، فیلسوف و فقیهى فوق‌العاده است، روایتى از آن حضرت نقل مى‌کند و مى‌گوید: قول اللّه عزوجل و اذا بتلى ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن ما هذه الکلمات؟ قال هى الکلمات التى تلقیها آدم من ربه فتاب علیه، و هو انه قال: اسالک بحق محمد و على و فاطمه والحسن والحسین الا تبت على، فتاب اللّه علیه، انه هو التواب الرحیم. قلت له: یا بن رسول اللّه فما یعنى عزوجل بقوله: "فاتمهن"؟ قال یعنى: اتمهن الى القائم اثنى عشر اماما تسعة من ولد الحسین علیهم‌السلام از حضرت صادق سلام‌اللّه‌علیه معنى آیه شریفه (و اذا بتلى ابراهیم ربه بکلمات) را پرسیدم که مقصود خداى تعالى از این کلمات چیست؟ فرمود: این کلمات، همان کلمات است که حضرت آدم، از خداى تعالى فرا گرفت و چنین عرض کرد: پروردگارا، به حق محمد، على، فاطمه، حسن و حسین از تو درخواست مى‌نمایم که توبه مرا بپذیرى، پس توبه‌اش مورد قبول واقع گردید، بدرستى که خدا، بسیار توبه پذیر و مهربان است "مفضل بن عم" مى‌گوید، سپس از حضرت صادق علیه‌السلام پرسیدم مقصود خداى تعالى از (اتمهن) در این آیه چیست، فرمود:

یعنى نام نه امام دیگر از اولاد حسین بن على علیهما‌السلام تا قائم آل محمد علیه‌السلام را به پنج تن محلق نمود لذا کلماتى که حضرت ابراهیم به وسیله آنها آزموده شد، جامع‌تر، بالاتر، عالى‌تر، از کلماتى است که حضرت آدم علیه‌السلام فرا گرفت

این کلمات همان است که حضرت صادق سلام‌اللّه‌علیه، در رواتى مى‌فرماید: "نحن الکلمات" یعنى مائیم آن کلمات که خدا در قرآن به آنها اشاره مى‌فرماید. چهارده معصوم علیهم‌السلام را از این جهت "کلمه" نامیده‌اند که نام‌هاى آنها در عرش نوشته شده است و هم‌چنین به ملاحظه آن کلمه‌اى است که دوبار بر شانه آنان نقش بسته است یک بار در رحم مادر و بار دوم بعد از ولادت

هنگامى که نطفه امام سلام‌اللّه‌علیه منعقد مى‌شود، بعد از دمیده شدن روح، بر دوش او نوشته مى‌شود:

"و تمت کلمة ربک صدقا و عدلا، لا مبدل لکلماته"

"از روى راستى و عدالت کلمه پرورگارت به حد کمال رسید، هیچکس تبدیل و تغییر کلمات خدائى نتواند کرد "وقتى که امام سلام‌اللّه‌علیه از مادر متولد مى‌شود، آنگاه نیز بر شانه چپش آیه مذکور نقش مى‌بندد و درباره این کلمات است که حضرت ولى‌عصر سلام‌اللّه‌علیه در دعاى رجبیه‌اش مى‌فرماید: "لا فرق بینک و بینها الا انهم عبادک و خلقک فتقها و رتقها بیدک، بدءوها منک و عودها الیک، اعضاد و اشهاد و مناة و اذواد و حفظة و رواد..."

هرگز امکان ندارد اشخاص که در منطق وحى، "کلمات الهى" نامیده شوند، و انبیاء به آنان متوسل شده باشند، ولى خودشان عارى از ولایت باشند، و حضرت صدیقه سلام‌اللّه‌علیها نیز داخل این کلمات است، جزء این کلمات است که (معرفت) آنها را به حضرت آدم، به حضرت موسى، به حضرت عیسى و سایر انبیاء آموخته‌اند، و همه انبیاء به آنان متوسل شده‌اند و باز تکرار مى‌کنیم، هرگز معقول نیست که کسى "کلمةاللّه" باشد، و انبیا به او توسل کنند، ولى مقام ولایت نداشته باشد. لذا این آیه هم از آیاتى است که مى توان از آن اثبات مقام ولایت حضرت صدیقه سلام‌اللّه‌علیها را استفاده کرد.

آیه پنجم

"قل لا اسئلکم علیه اجراً الا المودّة فى القربى" شورى/23؛ "بگو (اى پیامبر) من براى انجام رسالتم، پاداشى از شما نمى خواهم، مگر مودت با خویشان نزدیکم".

پیغمبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله، اجر رسالت خودش را، از طرف حضرت حق تبارک و تعالى، مودت نزدیکان خویش اعلام مى‌دارد، یعنى فقط مودت خویشان حضرت رسول اکرم را مى توان اجر و مزد رسالت عظماى احمدى دانست. درباره این آیه باید به‌طور تفصیل بحث و بررسى کرد تا روشن شود که آیا این آیه شریفه در شأن کیست؟ و این مودت ارزنده، مودت چه کسانى است و مقدار و اندازه آن چگونه است؟ مودتى که هم‌سنگ، هم‌کفه، و هم‌وزن اجر رسالت محمدى است. به اجماع فریقین (شیعه و سنى) و جمیع مسلمین، این آیه در شأن اهل بیت عصمت و قداست، یعنى: على، فاطمه، حسن و حسین سلام‌اللّه‌علیهم، نازل شده است.

"احمد بن حنبل" در مناقبـ "حافظ ابن منذر"ـ حافظ ابن ابى حاتمـ حافظ طبرانىـ حافظ ابن مردویهـ واحدى مفسرـ ثعلبى مفسرـ حافظ ابراهیمـ بقوى مفسر و فقیه ابن المغازلى از ابن عباس روایت مى‌کند که مى‌فرماید: لما نزلت هذه الا~یه، قیل یا رسول‌اللّه من قرابتک، هولاء الذین وجبت علینا مودتهم، فقال: على و فاطمة و ابناهما؛ بعد از نزول این آیه از پیامبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله سؤال شد: خویشان نزدیک شما که مودت آنان بر ما واجب است، چه کسانى هستند؟ حضرت در جواب فرمودند: على، فاطمه، و دو فرزند آنها (حسن و حسین علیهماالسلام.)

محب‌الدین طبرى در ذخایر‌ -‌ زمخشرى در کشافـ حموینىـ در فرایدـ نیشابورى در تفسیرشـ ابن طلحه شافعى در مطالب السئولـ رازى در تفسیرشـ ابوسعید در تفسیرشـ ابوحیان در تفسیرشـ نسفى در تفسیرشـ حافظ هیثمى در مجمع ‌ -‌ابن صباغ مالکى در فصول ‌ -‌حافظ گنجى در کفایة الطالب ‌ -‌نیز روایت مذکور را ذکر کرده‌اند.

قسطلانى در المواهب اللدنیه مى‌فرماید: الزم اللّه مودة قرباه کافة بریته و فرض محبة جمله اهل بیته المعظم و ذریته. فقال تعالى: قل لا اسالکم علیه اجرا الا المودّة فى القربى، خداى تعالى مودت خویشان نزدیک پیامبر صلى‌اللّه‌علیه‌وآله را بر همگان واجب کرده است و درباره وجوب محبت اهل‌بیت معظم حضرت رسول و ذریه اوست که خدا مى‌فرماید: بگو اى پیامبر، در مقابل انجام رسالتم از شما مزدى نمى‌خواهم به جز مودت خویشان نزدیکم. ‌ ‌روایت مذکور را زرقانى در شرح المواهب ‌ -‌ابن حجر در صواعقـ سیوطى در احیاءالمیت و در اتحاف ‌ -‌شبلنجى در نورالابصار‌ -‌و صبان در اسعاف الراغبین ذکر کرده‌اند. در این موضوع روایت دیگرى حافظ ابوعبداللّه ملا در سیره‌اش نقل کرده است که مى‌فرماید: ان رسول اللّه قال: ان اللّه جعل اجرى علیکم المودّة فى اهل بیتى و انّى سائلکم غدا عنهم . رسول خدا فرمود: بدرستى که خداى تعالى مزد (رسالتم) را که بر عهده شماست، مودت خویشان نزدیکم قرار داده است، و من در روز قیامت نسبت به این مودت از شما بازخواست خواهم کرد، یعنى آنچه در روز قیامت همه در مقابل آن مسئول هستند، عبارت از ولایت چهارده معصوم علیهم‌السلام است که از جمله ولایت حضرت صدیقه سلام‌اللّه‌علیها است. روایت دیگرى از جابر بن عبداللّه نقل شده است که مى‌فرماید: جاء اعرابى الى النبى و قال: یا محمد، اعرض على الاسلام. فقال: تشهد ان لا اله الا اللّه وحده لا شریک له و ان محمدا عبده و رسوله، قال: تسالنى علیه اجرا؟ قال لا، الا المودّة فى القربى، قال: قرابتى او قرابتک؟ قال قرابتى. قال: هات، ابایعک، فعلى من لایحبّک و لایحب قرابتک لعنة اللّه، فقال النبى صلى‌اللّه‌علیه‌وآله: آمین.

یک عرب بادیه نشین آمد حضور پیامبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله و عرض کرد: یا محمد! اسلام را به من عرضه بدار، فرمود: شهادت بده به یکتائى خداى تعالى، و این‌که محمد، بنده و فرستاده اوست . اعرابى عرض کرد: یا رسول‌اللّه! در مقابل این رسالت که مرا هدایت فرمودى آیا از من مزدى هم مى‌خواهید؟ پیامبر فرمود: نه، بجز مودت خویشان نزدیکم، که اجر رسالت من است. اعرابى گفت: خویشان نزدیک خودم را دوست بدارم یا خویشان تو را یا رسول اللّه؟! پیامبر فرمود: خویشان نزدیک مرا. اعرابى عرض کرد: یا رسول اللّه اینک دستت را به دست من بده، تا براى دوستى تو و نزدیکانت با تو بیعت کنم، خدا لعنت کند کسى را که تو را و خویشان تو را دوست ندارد. پیامبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله به این دعاى او آمین فرمود.

پس هر کس ایمان و اعتقاد به ولایت و مودت حضرت صدیقه سلام‌اللّه‌علیها نداشته باشد، نفرین شده است به زبان پیامبر صلى‌اللّه‌علیه‌وآله. در روایت دیگرى طبرى، و ابن عساکر، و حاکم حسکانى در شواهد التنزیل، به چند طریق از ابى امامه باهلى نقل کرده‌اند که حضرت پیغمبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله فرمود: ان اللّه خلق الانبیاء من اشجار شتى و خلقنى من شجرة واحدة، فانا اصلها، و على فرعها و فاطمة لقاحها، والحسن والحسین ثمرها فمن تعلق بغصن من اغصانها نجى. و من زاغ عنها هوى ولو ان عبدا عبداللّه بین الصفا و المروة الف عام ثم الف عام ثم الف عام ثم لم یدرک صحبتنا، اکبّه اللّه على منخریه فى النار ثم تلى: قل لا اسالکم علیه اجرا الا المودة فى القربى؛ بدرستى که خداى تعالى، نهال وجود پیامبران را متفاوت و متفرق آفرید، ولى درخت وجود من را جداگانه، واحد، و منحصر بفرد خلق فرمود. من خود استقلال دارم، کسى در اصالت وجودم شریک من نیست، من اصل آن درختم، على، ساقه آن، فاطمه لقاح (مایه بارورى) آن و حسن و حسین میوه‌هاى درخت وجود من هستند، هر کس شاخه‌اى از شاخه‌هاى آن درخت را دستاویز خود کند، نجات یافته است و هر کس از آن دور شود به گمراهى افتد و اگر بنده‌اى از بندگان خدا سه هزار سال بین صفا و مروه خدا را عبادت کند ولى صحبت ما پنج تن را درک نکرده باشد، خداى تعالى او را به رو در آتش افکند، سپس پیامبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله این آیه را تلاوت فرمود:"قل لااسالکم علیه اجرا الا المودة فى القربى"، بنابراین، اگر بشرى، بنده خدائى، موحدى، مسلمانى، مقدسى که به خدا و پیامبر او معتقد باشد، و خدا را عبادت کند، نه این‌که بت پرستى نماید، کجا عبادت کند؟ بین صفا و مروه، نه در مکان گناه آلوده‌اى، به چه مدت عبادت کند؟ سه هزار سال؛ لیکن به ولایت پنج تن در نتیجه به ولایت حضرت صدیقه زهرا سلام‌اللّه‌علیها ایمان و اعتقاد نداشته باشد، عبادت او به حساب نخواهد آمد و مورد قبول واقع نخواهد شد و جاى او در آتش دوزخ است. این مودت، همان است که در آیه شریفه دیگر به نام حسنه عنوان شده است که خداى تعالى مى‌فرماید: و من یقترف حسنة نزد له حسنا؛ هر کس حسنه‌اى را به دست آورد، ما (عاقبت) بخیرى را براى او مى‌افزائیم که مراد از حسنه در اینجا مودت است. چنان که احمد بن حنبل و ابوحاتم از ابن عباس روایت مى‌کنند که مراد از حسنه در آیه مذکور، مودت آل محمد صلى‌اللّه‌علیه‌وآله است.

حافظ ابوالشیخ ابن حبان در کتاب الثواب از واحدى روایتى از امیرالمؤمنین سلام‌اللّه‌علیه نقل مى‌کنند که آن حضرت فرمودند: فینا آل حم آیة لایحفظ مودتنا الا کل مومن، ثم قرا امیرالمؤمنین سلام‌اللّه‌علیه: قل لااسالکم علیه اجرا الا المودة فى القربى، در قرآن آیه‌اى است که در شأن ما (آل حم) است، و مودت ما را نگهدارى نمى‌کند، مگر کسى که مؤمن است. (یعنى هر کس مودت آل محمد صلى‌اللّه‌علیه‌وآله را محافظت نکند مؤمن نیست، و از او سلب ایمان مى‌شود) و سپس امیرالمؤمنین سلام‌اللّه‌علیه، آیه: قل لااسالکم علیه اجرا الا المودة فى القربى؛ را قرائت فرمودند. در نتیجه هر کس به ولایت فاطمه سلام‌اللّه‌علیها ایمان نداشته باشد، مؤمن (به اعتقادات اسلامى) نیست. در آن روز که امیرالمؤمنین سلام‌اللّه‌علیه شهید شد، حسن بن على سلام‌اللّه‌علیه خطبه‌اى انشاد کرد و در آن خطبه فضایل امیرالمؤمنین علیه‌السلام را بر شمرد، و از جمله فرمود: ایها الناس، لقد فارقکم رجل ما سبقه الاولون و لایدرکه الاخرون، لقد کان رسول‌اللّه یعطیه الرایة فیقاتل جبرئیل عن یمینه و میکائیل عن یساره فما یرجع حتى یفتح‌اللّه علیه، و لقد قبضه‌اللّه فى اللیلة التى قبض فیها وصى موسى و عرج بروحه فى اللیلة التى عرج فیها بروح عیسى بن مریم... ایها الناس، من عرفنى فقد عرفنى و من لم‌یعرفنى فانا الحسن بن محمد. ثم تلى هذه الا~یة قول یوسف: و اتبعت ملة آبائى ابراهیم و اسحاق و یعقوب. ثم اخذ فى کتاب‌اللّه، ثم قال انا ابن‌البشیر، و انا ابن‌النذیر، انا ابن‌النبى، انا ابن‌الداعى الى اللّه باذنه، و انا ابن السراج‌المنیر، و انا ابن الذى ارسل رحمة‌للعالمین و انا من اهل‌البیت الذین اذهب‌اللّه عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا و انا من اهل‌البیت الذین افترض‌اللّه عزوجل مودتهم و ولایتهم، فقال فینا انزل على محمد: قل لا اسالکم علیه اجرا الا المودة فى القربى. اى مردم! امروز مردى را از دست داده‌اید که به تحقیق کسى از اولین و آخرین به (مرتبه) او نرسیده و از او پیشى نگرفته است. هم او بود که پیامبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله پرچمش را به دست او مى داد، و در هنگام جنگ جبرئیل از طرف راست، و میکائیل از جانب چپ هم‌رزم و همیار او بودند، و هرگز از میدان نبردى مراجعت نمى‌کرد مگر این‌که خدا به دست او پیکار را پیروزمندانه پایان داده بود. خدا او را در همان شبى که وصى موسى، جان سپرد و عیسى بن مریم به آسمان عروج کرد، قبض روح فرمود. اى مردم، هر کس مرا مى‌شناسد که شناخته است، و اگر نمى‌شناسد این‌که بداند:... من، حسن، فرزند محمدم،... منم فرزند پیامبرى که بشارت‌دهنده به رحمت، و ترساننده از عذاب الهى بود، و مردم را (به اذن خدا) به سوى خدا دعوت مى‌کرد، منم فرزند چراغ نورافشان، منم فرزند آن کسى که رحمت (خدا) در دو جهان است. منم از خاندانى که خدا پلیدى‌ها را از آنان دور گردانیده و منزه و پاکشان کرده است، منم از آن خانواده‌اى که خداى تبارک و تعالى مودت و ولایت آنان را بر همگان واجب فرموده است .

و در شأن ما اهل بیت است که خدا بر پیامبرش این آیه را نازل فرموده است: قل لااسالکم علیه اجرا الا المودة فى القربى، این روایت را حاکم زرندى نقل کرده است و چنین ادامه مى‌دهد که حضرت حسن سلام‌اللّه‌علیه فرمود: انا من اهل‌البیت الذین کان جبرئیل علیه‌السلام ینزل فینا و یصعد من عندنا و انا من اهل‌البیت الذین افترض‌اللّه تعالى مودتهم على کل مسلم و انزل‌اللّه فیهم: قل لااسالکم علیه اجرا الا المودة فى القربى. من از خاندانى هستم که جبرئیل بر ما نازل مى‌شد و سپس از نزد ما بر آسمان صعود مى‌کرد، من از خانواده‌اى هستم که خداى تعالى مودت آنان را بر همه مسلمانان واجب کرده است (یعنى هر کس ادعاى مسلمانى کند، باید داراى مودت اهل‌بیت پیامبر باشد و فردى از افراد مسلمین در این مورد استثناء نشده است) و در شأن آنهاست که خدا مى‌فرماید: بگو اى پیامبر، من براى انجام رسالتم مزدى از شما نمى‌خواهم، بجز مودت خویشان نزدیکم.

ما همان خاندانیم که آیه: و من یقترف حسنة نزد له فیها حسنا در شأن ما نازل شده است، و کسب حسنه عبارت است از به دست آوردن مودت ما اهل‌بیت. این روایت را حافظ بزاز‌ -‌حافظ طبرانى در معجم- ‌ابوالفرج در مقاتل الطالبین- ‌ابن ابى الحدیددر شرح نهج‌البلاغه ‌ -‌هیثمى در مجمع- ‌ابن الصباغ در فصول-‌ حافظ گنجى در کفایة- حافظ نسائى از هبیره-‌ابن حجر در صواعقـ ‌صفورى در نزهة المجالس ‌ -‌و حضرمى در رشفة الهادى آنرا ذکر کرده‌اند. حضرت على بن الحسین علیه‌السلام در سفرش به دمشق به آیه مودت استدلال کرد و خطاب به یکى از روایان چنین فرمود: اقرات القرآن؟ فقال: نعم. قال: فقرات آل حم؟ قال: قرات القرآن و لم اقرا آل حم. قال: ما قرات: قل لا اسالکم علیه اجرا الا المودة فى القربى. قال: و انکم لانتم هم؟‌!‌ قال: نعم. ‌ ‌آیا قرآن خوانده‌اى؟ عرض کرد: بلى. حضرت فرمود: آل حم را خوانده‌اى؟ عرض کرد: چگونه مى‌شود قرآن را قرائت کرده باشم و آل حم را نخوانده باشم. حضرت فرمود: آیا آیه: "بگو (اى پیامبر) من براى رسالتم پاداشى از شما نمى‌خواهم مگر مودت نسبت به خویشان نزدیکم" را نخوانده‌اى؟ عرض کرد: راستى شما همان خانواده هستید؟ حضرت در جواب فرمود: بلى. این روایت را ثعلبى در تفسیرش ‌ -‌ابوحیان در تفسیرش ‌ -‌سیوطى در درالمنثور‌ -‌ ابن حجردر صواعق ‌‌و زرقانى در شرح مواهب ذکر کرده‌اند. طبرى در تفسیرش مى‌نویسد سعید بن جبیر، و عمروبن شعیب، در موضوع این‌که خویشان نزدیک پیامبر صلى‌اللّه‌علیه‌وآله چه کسانى هستند، از زمخشرى چنین نقل مى‌کنند: آل محمد، هم الذین یعود امرهم الیه فکل من کان امرهم الیه اشد و اکمل کانوا هم الا~ل، ولا شک ان فاطمة و علیا والحسن والحسین، کان التعلق بهم و بین رسول اللّه اشد التعلقات و هذا کالمعلول بالنقل المتواتر وجب آن یکونوا هم الا~ل . خلاصه کلام این‌که: مسلما على علیه‌السلام، فاطمه سلام‌اللّه‌علیها و حسنین علیهماالسلام آل پیغمبرند و قطعا حب فاطمه سلام‌اللّه‌علیها ضمیمه اجر نبوت و نشان دهنده ولایت اوست .

آیه ششم:
و یطعمون الطعام على حبه مسکینا و یتیما و اسیرا؛ انما نطعمکم لوجه اللّه لانرید منکم جزاءا و لاشکورا، آنانکه، در راه دوستى خدا طعام (خود) را به فقیر و یتیم و اسیر مى دهند، (و مى‌گویند) ما فقط براى رضاى خدا به شما طعام مى‌دهیم و از شما هیچ پاداش و سپاسى هم نمى‌طلبیم. از این آیه هم در منقبت حضرت صدیقه زهراء سلام‌اللّه‌علیها مى‌توان استفاده کرد. این موضوع هم از مسلمات فریقین (شیعه و سنى) است که یقینا حضرت صدیقه سلام‌اللّه‌علیها از جمله اشخاصى است که سوره هل اتى در شأن آنها نازل شده است و هیچ‌کس در این مطلب که این سوره در فضائل اهل‌بیت است (و حضرت صدیقه سلام‌اللّه‌علیها نیز یکى از آنان مى‌باشد) هیچگونه اشکالى را عنوان نکرده است. ‌ ما ابتدا حدیثى را که ابن عباس راوى آن است، نقل مى‌کنیم، و بعد به بررسى سند روایت و ذکر نام راویان حدیث مى‌پردازیم. ‌ ‌قال ابن عباس رضى اللّه عنه ان الحسن و الحسین مرضا فعادهما رسول اللّه صلى‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم فى ناس معه، فقالوا: یا ابالحسن لو نذرت على ولدک. فنذر على و فاطمة و فضة جاریة لهما، ان برئا مما بهما، ان یصوموا ثلاثة ایام، فشفیا و ما معهم شیئى فاستقرض على من شمعون الخیبرى الیهودى ثلاث اصواع من شعیر فطحنت فاطمة صاعا و اختبزت خمسة اقراص على عددهم فوضعوها بین ایدیهم لیفطروا، فوقف علیهم سائل فقال: السلام علیکم اهل بیت محمد، مسکین من مساکین المسلمین. اطعمونى اطعمکم اللّه من موائد الجنة فاثروه و باتوا لم‌یذوقوا الا الماء و اصبحوا صیاما، فلما امسوا و وضعوا الطعام بین ایدیهم وقف علیهم یتیم فاثروه، و وقف علیهم اسیر فى الثالثة ففعلوا مثل ذلک، فلما اصبحوا اخذ على رضى‌اللّه عنه بیدالحسن والحسین و اقبلوا الى رسول اللّه صلى‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم فلما ابصرهم و هم یرتعشون کالفراخ من شدة الجوع. قال: ما اشد ما یسؤنى ما ارى بکم؟! و قام فانطلق معهم، فراى فاطمة فى محرابها قد التصق ظهرها ببطنها، و غارت عیناها، فساءه ذلک، فنزل جبرئیل و قال: خذها یا محمد؟ هناک اللّه فى اهل بیتک فاقراه السورة.

ابن عباس مى‌فرماید: حسنین علیهماالسلام بیمار شدند، پیامبر صلى‌اللّه‌علیه‌وآله با جمعى از مردم به عیادت آنان آمدند، برخى پیشنهاد کردند یا ابالحسن چه خوب است براى شفاى فرزندانت نذرى بنمائى، آنگاه على علیه‌السلام و فاطمه سلام‌اللّه‌علیها و فضه (که جاریه آنها بود) نذر کردند که اگر حسنین علیهماالسلام شفا یافتند سه روز روزه بگیرند. هنگامى که حسنین علیهماالسلام سلامتى خود را باز یافتند، در خانه على علیه‌السلام چیزى براى افطار موجود نبود، لذا امیرالمؤمنین سلام‌اللّه‌علیه از شمعون یهودى خیبرى سه صاع جو وام گرفت، و فاطمه سلام‌اللّه‌علیها از یک صاع آن پنج قرص نان پخت و در سفره افطار نهاد، هنگامى که آماده افطار شدند، نداى سائلى برخاست: سلام بر شما اى خاندان محمد، مسکینى از مساکین مسلمین بر در خانه شما آمده است، اطعام کنید، خدا از مائده‌هاى بهشتى شما را روزى فرماید. خاندان وحى نان افطار خود را ایثار کردند، و فضه نیز از آنان تبعیت نمود و همگى شب را بدون غذا صبح کردند و جز آب چیز دیگرى به کامشان نرسید.

فرداى آن شب را نیز روزه گرفتند، و چون شب فرا رسید و نان افطارشان در سفره نهاده شد، یتیمى بر در خانه آمد و باز، به همان ترتیب همگى غذاى خود را به آن یتیم ایثار کردند. روز سوم، اسیرى از راه رسید و مطالبه طعام کرد، بار سوم نیز آنچه در سفره بود (قبل از افطار) از طرف خاندان پیامبر به آن اسیر ایثار شد. صبح روز چهارم، على سلام‌اللّه‌علیه دست حسنین علیهماالسلام را گرفت و به سوى رسول خدا صلى‌اللّه‌علیه‌وآله روان گردیدند، پیامبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله هنگامى که چشمش به حسنین علیهم‌السلام افتاد که همانند مرغکان از شدت گرسنگى مى‌لرزیدند، فرمود: چه سخت است براى من که شما را به این حال مى‌بینم، رسول خدا صلى‌اللّه‌علیه‌وآله فورا از جاى برخاست و همراه آنان به خانه حضرت زهرا سلام‌اللّه‌علیها آمد، و او را در محراب عبادتش مشاهده فرمود، اما چه مشاهده‌اى، از شدت گرسنگى بطن مبارکش به پشت چسبیده، و چشمهایش در گودى نشسته بود... از این منظره پیامبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله بسیار افسرده خاطر گردید، در آن هنگام جبرئیل فرود آمد و چنین گفت: بگیر یا محمد، مبارک باد بر تو این خاندان تو و سپس سوره هل أتى را قرائت نمود. روایتى که نقل شد، مورد تأیید و تصدیق پیشوایان علمى حضرات (سنى و شیعه) و عموم مسلمین مى‌باشد، و اینک نام دانشمندانى از اهل سنت که این روایت را نقل کرده‌اند: ابو جعفر اسکافىـ حکیم ترمذىـ محمدبن جلیل طبرىـ ابن عبد ربهـ حاکم ابوعبداللّه نیشابورىـ حافظ ابن مردویهـ ابواسحاق ثعلبى مفسر کبیرـ ابوالحسن واحدى مفسر کبیرـ حافظ ابوعبداللّه اندلسى حمیدىـ ابوالقاسم زمخشرى در کشافـ اخطب خوارزمىـ حافظ ابوموسىـ ابوعبداللّه رازىـ شرخانىـ محمدبن طلحه شافعىـ ابوالمظفر سبط ابن جوزىـ عزالدین عبدالحمیدـ حافظ ابوعبداللّه گنجى شافعىـ قاضى ناصرالدین بیضاوىـ حافظ محب‌الدین طبرىـ حافظ ابو محمد ابوحمزه عضدى اندلسىـ حافظ‌الدین نسفىـ شیخ الاسلام حموئىـ نظام‌الدین قمى نیشابورى مفسر معروفـ علاءالدین على بن محمد خازن بغدادىـ قاضى عضدالدین ایجىـ حافظ ابن حجرـ حافظ جلال‌الدین سیوطىـ ابوسعود عمادى حنفىـ شیخ اسماعیل بروسىـ شوکائىـ محمد سلیمان محفوظ از علماى قرن دوازدهم، و علاوه بر آنها جماعتى دیگر از علماء عامه این حدیث شریف را در ذیل آیه مذکور آورده‌اند.

آیه هفتم:

انا عرضنا الامانه على السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان انه کان ظلوما جهولا، آیه مذکور نیز از آیاتى است که در اثبات ولایت حضرت صدیقه سلام‌اللّه‌علیها مى‌توان از آن استفاده کرد؛ امانتى که خداى تعالى به آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کرده است و آنها زیر بار نرفته اند، و این همان امانت ولایت پیامبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله، امیرالمؤمنین، حضرت فاطمه و حسنین و ائمه بعد از آنان علیهم‌السلام مى‌باشد. مفضل بن عمر مى‌گوید حضرت صادق سلام‌اللّه‌علیه فرمود: ان اللّه تبارک و تعالى خلق الارواح قبل الاجساد بالفى عام فجعل اعلاها و اشرفها ارواح محمد و على و فاطمة والحسن والحسین و الائمة بعد هم صلوات‌اللّه‌علیهم فعرضها على السماوات و الارض و الجبال، فغشیها نورهم، فقال اللّه تبارک و تعالى للسماوات و الارض و الجبال: هولا احبائى و اولیائى و حججى على خلقى و ائمة بریتى ما خلقت خلقا احب الى منهم، و لمن تولاهم خلقت جنتى، و لمن خالفهم و عاداهم خلقت نارى ...، فولایتهم امانة عند خلقى، فایکم یحملها باثقالها و یدعیها لنفسه دون خیرتى؟ فابت السماوات و الارض و الجبال ان یحملنها و اشفقن من ادعاء منزلتها و تمنى محلها من عظمة ربها، فلما اسکن اللّه عزوجل آدم و زوجته الجنة قال لهما: کلا منها رغدا حیث شئتما ولاتقربا هذه الشجرة فتکونا من الظالمین فنظرا الى منزلة محمد و على و فاطمة والحسن والحسین و الائمة بعدهم فوجداها اشرف منازل اهل الجنة فقالا: یا ربنا لمن هذه المنزلة؟ فقال اللّه جل جلاله: ارفعا روِوسکما الى ساق عرشى، فرفعا روِوسهما فوجدا اسم محمد، و على، و فاطمة، والحسن والحسین و الائمة صلوات‌اللّه‌علیهم مکتوبة على ساق العرش بنور من نور الجبار جل جلاله، فقالا: یا ربنا ما اکرم اهل هذه المنزلة علیک! و ما احبهم الیک! و ما اشرفهم لدیک! فقال اللّه جل جلاله: لولاهم ما خلقتکما، هولاء خزنة علمى و امنائى على سرى. خداى‌تعالى ارواح را دو هزار سال قبل از خلقت بدنها آفرید، و از اولین و آخرین، از آدم ابوالبشر تا روز قیامت، شریف‌ترین، و برترین روح‌ها، ارواح محمد، على، فاطمه و حسنین و ائمه نه‌گانه از نسل حسین بن على یعنى چهارده معصوم علیهم‌السلام هستند که خداى تعالى آنان را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کرد، نور چهارده معصوم همه جا را فرا گرفت و جهانگیر شد، آنگاه از جانب حق تبارک و تعالى خطاب آمد که اینانند دوستان و اولیاء من، و اینها هستند حجت‌هاى من بر همه مخلوقات من. (لذا حضرت صدیقه سلام‌اللّه‌علیها، حجت‌اللّه و ولیة‌اللّه است به نص خود حضرت احدیت جلت عظمته هیچ یک از آفریدگانم نزد من محبوبتر از آنان نیست، بهشتم را براى دوستان آنها، و آتش دوزخم را براى مخالفین و اذیت‌کنندگان آنان آفریده‌ام، پس ولایتشان امانت من است در نزد مخلوقاتم ... به جز این برگزیدگان من، آیا کیست که بتواند این بار امانت را با تمام سنگینش بر دوش کشد و یا مدعى این مقام باشد؟....

هنگامى که خداى عزوجل آدم و همسرش حوا را در بهشت ساکن گردانید و آنها به مکان و منزلت چهارده معصوم صلوات‌اللّه‌علیهم نظر افکندند و مشاهده کردند که مقامات آنان اشرف منازل اهل بهشت است، عرض کردند: پروردگارا، این مقام والاى چه کسانى است؟

خطاب آمد که سر بلند کنید و به ساق عرش من نظر افکنید. آدم و حوا، هنگامى که سر به سوى عرش الهى بلند کردند، مشاهده کردند که نام محمد، على، فاطمه، حسن، و حسین و ائمه بعد از آنها با خط نور از جانب خداى جبار بر ساق عرش نوشته شده است، عرض کردند: پروردگارا، این چه کرامتى است که به این چهارده تن داده‌اى، و این چه مقام و منزلتى است که به آنان عطا فرموده‌اى؟ خدایا، سبب چیست که این موجودات در نزد تو شریف‌ترین و محبوب‌ترین مخلوقاتند؟ خداى عزوجل فرمود: یا آدم، اگر این چهارده تن نبودند تو و همسرت را نمى‌آفریدم، اینان خزانه‌داران علم من و امینان اسرار من هستند. بنابراین حضرت صدیقه زهراء سلام‌اللّه‌علیها یکى از گنجوران دانش و امانت‌داران اسرار خدائى است . در ادامه روایت شریفه پس از این‌که حضرت صادق علیه‌السلام موضوع ارتکاب ترک اولاى آدم و حوا را شرح مى‌دهد، چنین مى‌فرماید: فلما اراداللّه عزوجل ان یتوب علیهما جائهما جبرئیل فقال لهما: انکما ظلمتما انفسکما بتمنى منزلة من فضل علیکما، فجزاوِ کما ما قد عوقبتما به من الهبوط من جواراللّه عزوجل الى ارضه، فسلا ربکما بحق الاسماء التى رایتموها على ساق العرش حتى یتوب علیکما فقالا: اللهم انا نسالک بحق الاکرمین علیک محمد، و على، و فاطمة، والحسن، والحسین، و الائمة الا تبت علینا و رحمتنا "فتاب اللّه علیهما، انه هوالتواب الرحیم، فلم‌یزل انبیاءاللّه بعد ذالک یحفظون هذه الامانة و یخبرون بها، اوصیاءهم و المخلصین من اممهم..." هنگامى که خداى عزوجل اراده فرمود توبه آدم و حوا را قبول کند، جبرئیل نازل شد، و خطاب به آنها چنین گفت: شما بر نفس خود ستم روا داشتید، اینک از پروردگار خود بخواهید که به حق آن نامهائى که بر ساق عرش الهى مشاهده کردید، توبه شما را قبول فرماید. آنگاه آدم و حوا چنین معروض داشتند: پروردگارا، از تو درخواست مى‌کنیم به حق محمد، على، فاطمه، حسن و حسین و ائمه علیهم‌السلام که نزد تو از همه گرامى‌ترند، توبه ما را بپذیرى و ما را مشمول رحمت خود قرار دهى. و بعد از آنکه آدم و حوا این دعا را خواندند و این توسل بجاى آوردند، خداى تعالى توبه آنها قبول فرمود، بدرستى که اوست بسیار توبه‌پذیر و مهربان. در ادامه حدیث، حضرت صادق سلام‌اللّه‌علیه مى‌فرماید: بعد از این جریان، فرستادگان الهى، در سایه ولایت چهارده معصوم علیهم‌السلام نگهدارنده این امانت و معرف آن بوده‌اند، و به اوصیاء خود و مخلصین امت خویش نیز این موضوع را بیان مى‌کردند. در نتیجه حضرت صدیقه زهرا سلام‌اللّه‌علیها نیز"ولیه" انبیا بوده است چنانکه پیغمبر اعظم و على و یازده امام دیگر سلام‌اللّه‌علیهم "ولىّ" آنها بوده‌اند، یعنى همه انبیا به خضوع و فروتنى و در مقابل این چهارده وجود مقدس ایمان و اعتقاد داشته‌اند، چنانکه در بعضى از احادیث آمده است که از جمله اعمال امت حضرت موسى و حضرت عیسى در زمان نبوت آن دو پیامبر، ذکر صلوات بر محمد و آل محمد بوده است، و این خود نشان‌دهنده اعتراف بر ولایت چهارده معصوم علیهم‌السلام مى باشد. از امام سلام‌اللّه‌علیه سؤال مى‌کنند که منظور از صلوات چیست؟ حضرت مى‌فرماید: صلوات اعتراف به ولایت محمد و آل محمد است و سپس اضافه مى‌فرماید که این ولایت، همان است که خدا مى‌فرماید؛ و ذلک قول اللّه عزوجل "انا عرضنا الامانة على السماوات و الارض والجبال، فأبین ان یحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان، انه کان ظلوما جهولا"

این بود هفت آیه‌اى که براى شناسائى مقام والاى حضرت صدیقه سلام‌اللّه‌علیه مى‌توان از آنها استفاده کرد.

منبع: فاطمةالزهرا ص37(با تلخیص)